|
هدف کسب و کار ناب چیست؟
تصور کنید حدود 60 سال پیش، مردم برای خرید تلویزیون چه میکردند؟ تنها انتخاب موجود تلویزیونهای RTI با قیمت مشخص بود. و امروز اگر بخواهید تلویزیون بخرید چه میکنید؟ احتمالا به یک مرکز خرید لوازم صوتی رفته و از بین دهها مدل تلویزیونی را با قیمت مناسب انتخاب میکنید.
تفاوت این دو زمان در چیست؟ تولیدکنندگان در گذشته سود بیشتر و دغذغهی کمتری داشتند، اما در بازار رقابتی امروز تنها یک مدیریت هوشمندانه، تولیدکنندگان را به سود بیشتر سوق میدهد.
وقتی ما دربارهی تولید، مدیریت و کسب و کار حرف میزنیم، بهطور دائم واژهی بازدهی را به کار میبریم. در صنعت و کسبوکار مدرن، بازدهی همان کاهش هزینههاست. در گذشته نه تنها کارخانهی تلویزیونسازی بلکه تمامی شرکتها برای تعیین قیمت کالاهای خود سود موردنظرشان را به هزینههای تمامشدهی محصول اضافه کرده و از این طریق قیمت نهایی محصول را در بازار تعیین میکردند. اما در بازار رقابتی امروز، دیگر چنین فرمولی برای تعیین قیمت مناسب نیست زیرا دیگر شرکتها نمیتوانند هزینههای خود را به مشتری تحمیل نمایند.
مگر صنعت و کسب و کارِ امروز چه تفاوتی کرده است؟ بازار آزاد و رقابتی امروز دو ویژگی بسیار مهم و اساسی دارد که اگر مدیران نسبت به هر کدام غافل یا بیتفاوت بمانند دیر یا زود دچار بحران در شرکت خود خواهند شد.
ویژگی اول: در بازار امروز مصرفکننده تحت هیچ فشاری قرار ندارد ...
ویژگی دوم: برای هیچکس مهم نیست که هزینهی تمامشدهی محصول چقدر است.
بنابراین اگر به خاطر بالا بودن هزینهی تولید، قیمت تمامشدهی محصولی بالا باشد، مصرفکننده خیلی راحت به سراغ تولیدکنندهی دیگری میرود. به عبارت دیگر، برای تولیدکنندهای که میخواهد در بازار رقابتی امروز به حیات خود ادامه دهد کاهش هزینهها باید به یک هدف مبدل شود.
در دوران رشد بالای اقتصادی، هر تولیدکنندهای میتوانست از طریق افزایش حجم تولید، هزینههای خود را کاهش دهد اما در دوران رکود اقتصادی کنونی ایجاد هرگونه کاهشی در هزینهها بسیار سخت خواهد بود. در تویوتا به عنوان یک تولیدکنندهی موفق و ناب در بازار امروز، سود فقط از طریق کاهش هزینهها به دست میآید، البته برای رسیدن به این مقصود هیچ روش جادویی وجود ندارد و تنها روش بهرهگیری از یک سیستم مدیریت ناب جهت حذف اتلافهاست (برای مطالعهی بیشتر به کتاب سیستم تولید تویوتا مراجعه شود).
درواقع هدف کسبوکار ناب، رسیدن به سود بیشتر ازطریق کاهش هزینههاست، برای دستیابی به این هدف، قبل از هرچیز باید به نیازهای مشتری توجه شود و تولید بر اساس نیازمشتری صورت گیرد و همزمان به کمک تکنیکهای ناب به کاهش و حذف اتلاف در کفکارگاه پرداخت (به کتاب توليد ناب، فصل رفتار با مشتری مراجعه شود).
برای دستيابی به اين هدف، هر توليدکنندهای بايد قبل از هر چيز خود را در قلب مشتری خود احساس کند و سپس يعنی پس از شناسايي نيازهای او به سمت فرآيند توليد خود بازگردد و بهطور منظم و سيستماتيک از خود بپرسد در فرآيندهای توليدی وی چه عملياتی انجام میشوند که اتلاف بوده و نياز مشتری را پاسخ نمیدهند و بعد از آن بايد اين اتلافها را به کمک پنج اصل تفکرناب و تکنيکها و ابزارهای ناب حذف کند به نحوی که ديگر به محل خود بازنگردند تنها در اين حالت است که میتواند محصولی را توليد کند:
· که دقيقا مطابق با نياز مشتری باشد
· دقيقا به ميزانی توليد کند که مطابق با نياز مشتری باشد
· دقيقا در زمانی توليد کند که مطابق با نياز مشتری باشد
در حالی که همه سود ببرند:
· مشتريان، مالکان، کارکنان، تأمين کنندگان و کل جامعه.
·
بر گرفته از کتاب سیستم تولید تویوتا
|