|
توليد ناب همان کشش نيست و کشش همان کانبان نيست.
اخيراً در جلسه بررسی کتابی در يک شرکت بزرگ داخلی، شرکت داشتم. موضوع کتاب، کانبان بود و بخش آموزش شرکت میخواست آن کتاب را منتشر کرده و در اختيار کارکنان خود و ساير شرکتها قرار دهد. آنها از من خواسته بودند نظرم را درباره کتاب بگويم. قابل توجه است که کتاب، توسط تعدادی از مديران و کارشناسان شرکت تهيه و تدوين شده بود که خود در زمينه توليد ناب، صاحب تجربه و نظر بودند و همچنين چند تن از اساتيد دانشگاه که در همين زمينه کار کرده بودند، آن را خوانده بودند و همه آنها بالاتفاق گفته بودند که کتاب خوبی بوده و برای چاپ مناسب است. در اين ميان نظر من مخالف بقيه بود و من نيز به دليل رسالتی که بر دوش خود احساس میکردم برای جلوگيری از چاپ منابعی که باعث اشاعه برداشت غلط درباره توليد ناب و روشها و ابزارهای آن میشود يک هفته از وقت خود را صرف مطالعه کتاب کرده بودم تا دست پر در جلسه حاضر شوم.
مشکل من با کتاب اين بود که اين کتاب، سيستم کششی و کانبان را به عنوان مهمترين مرحله توليد ناب و اولين گام آن معرفی کرده بود و اين با دانش و تجربه من مغاير بود. طی ساليان گذشته من وقت خود را صرف مطالعه منابع ناب کرده و در اين زمينه به انجام تجارب خوبی نيز دست زده بودم و خلاصه دريافت من آن بود که برای پيادهسازی ناب، مهمترين اقدام همانا استقرار حرکت پيوسته تک واحدی است که به طور کامل میتواند همه اتلافهای هفتگانه را از بين برده و محصولی را برای مشتری تدارک بيند که يکسره آنچيزی باشد که می خواهد، به ميزانی که میخواهد، در زمانی که میخواهد و با قيمتی غيرقابل رقابت در حالی که همه خشنود باشند: مشتريان، صاحبان سهام، کارکنان، تأمينکنندگان و کل جامعه.
اما پس سيستم کششی و کانبان که نزد عدهای به عنوان مهمترين ويژگی سيستم توليد تويوتا محسوب میشود، چه جايگاه و نقشی در مسير ناب شدن دارد؟ واقعيت اين است که هرچند مهمترين، اولين و گام اصلی توليد ناب، استقرار حرکت پيوسته تک واحدی است، اما در هر جريان ارزشی، همواره نقاطی وجود دارند که نمیتوان آنها را به دليل بعضی از مشکلات از طريق حرکت پيوسته در ديگر فرآيندها ادغام کرد، از جمله فرآيندهايي که فقط میتوانند به طور دستهای توليد کنند و زمان تبديل آنها طولانی است و يا فاصله قابل توجهی با ديگر فرآيندها دارند و ... . در چنين شرايطی تنها راهی که باقی میماند اين است که اين فرآيندها را از طريق کشش و همواری به ديگر فرآيندها متصل کرد. سيستم کششی اين امکان را فراهم میآورد که موجودی محافظ مابين اين فرآيندها فقط بر اساس نياز فرآيند بعدی، برداشته شده و فقط به ميزان برداشته شده، توسط فرآيند قبلی، توليد و جايگزين شود. ابزاری که فرآيند بعدی يا بالای جريان، نياز خود را به فرآيند قبلی يا پايين جريان اعلام میکند، کانبان نام دارد که به معنای علامت است و میتواند اشکال گوناگونی داشته باشد، از جمله شکل کارتهای کانبان.
اين سيستم کششی امکان میدهد بتوان در شرايطی که استقرار حرکت پيوسته به هر دليلی ممکن نباشد، فرآيندها را مستقيماً به هم متصل کرد به نحوی که هر فرآيند فقط چيزی را توليد کند که فرآيند بعدی نياز دارد و به ميزانی که نياز دارد و در زمانی که واقعاً نياز دارد، آنهم با حداقل اتلاف.
نکته مهم اين است: قبل از هر گونه اقدام برای استقرار سيستم کششی، نخست بررسی کنيد که در جريان ارزش خود کجاها را میتوانيد از طريق استقرار يک سيستم حرکت پيوسته سلولی در هم ادغام کنيد. سپس اين حرکت پيوسته را مستقر کرده و کاری کنيد که بتواند در 90% موارد به خوبی کار کند. سپس به سراغ استقرار کشش در ميان فرآيندهايي برويد که نتوانستهايد از طريق حرکت پيوسته در هم ادغام کنيد.
اين خلاصه نتايجی بود که من در اثر مطالعات و تجارب خود بدانها دست يافته بودم. برای اثبات صحت نظرم سرانجام يک روز مانده به برگزاری جلسه، ايده جالبی به نظرم رسيد. بخشی از کتاب مورد نظر به موضوع شبيهسازی پيادهسازی سيستم کششی به کمک کانبان اختصاص داشت و من از همان مثال استفاده کردم و نخست، نقشه جريان ارزش وضع موجود مثال کتاب را ترسيم کرده و همان نقشه را به کمک طرح هشت سؤال ناب و يافتن پاسخ آنها بر اساس اطلاعات موجود در کتاب، به يک نقشه وضع آينده مبدل کردم (درباره نقشههای وضع موجود و آينده و نحوه ترسيم آنها و کمکی که آنها به شما برای هدايت فعاليتهای ناب شرکت خود میکند، میتوانيد به کتاب آموزش ديدن مراجعه کنيد که توسط من و همکارم آزاده رادنژاد ترجمه شده و توسط آموزه/مؤسسه ناب ايران منتشر شده است). نتيجه بسيار جالب بود.
در واقع نقشه وضع آينده مثالی که در کتاب برای پيادهسازی سيستم کانبان آمده بود، نشان داد که کليه فرآيندهای موجود در جريان ارزش را میتوان در يک حرکت پيوسته تک واحدی در هم ادغام کرد و اصلاً در بسياری از فرآيندها نيازی به استفاده از کانبان و سيستم کششی وجود ندارد. نتيجه ؟ وقتی ما فرآيندهايي را که میتوانيم از طريق حرکت پيوسته به هم متصل کنيم، از طريق کشش و کانبان به هم متصل کنيم در واقع مرتکب دوباره کاری شده و اتلاف ايجاد کردهايم.
پس از ارائه نقشههای جريان ارزش وضع موجود و آيندهای که ترسيم کرده بودم، حاضران در جلسه متقاعد شدند که بايد در کتاب تجديد نظر کنند و هنوز دارند اين کار را انجام میدهند. من خوشحال شدم که از به خطا افتادن مديران و کارشناسان کشورم جلوگيری کردهام، اما واقعيت آن است که اين اشتباه نه فقط در آن کتاب بلکه در بسياری از شرکتهايي که من با آنها آشنا شدهام وجود دارد و اميدوارم مجموعه کتابهايي که تا کنون منتشر کردهايم و همچنين کارگاههای آموزشی مؤسسه ناب ايران بتواند به دريافت درست از توليد ناب و مسير ناب شدن کمک کند.
با اينهمه در اينجا بار ديگر، مسير ناب شدن را با شما مرور میکنم:
توليد ناب، تنها و فقط کانبان و کشش نيست و هدف توليد ناب هم کانبان و کشش نيست. هدف توليد ناب، حذف کامل اتلاف از طريق استقرار يک جريان ارزش به هم پيوسته حتیالمقدور تک واحدی است که تثبيت شده و بتواند مطابق نرخ تقاضای مشتری (زمان تکت) کار کند (در اين باره به کتاب کارگاهی آفرينش حرکت پيوسته مراجعه کنيد که به خوبی شيوه طراحی و پيادهسازی و تثبيت چنين سيستمی را تشريح کرده است و توسط من و همکارم به فارسی ترجمه شده است). اما از آنجا که در جهان واقعی همواره ايجاد اين حرکت پيوسته ميسر نيست، استفاده از کشش و کانبان به عنوان ابزار علامتدهی اين سيستم ضروری خواهد شد. از اين رو، قبل از هر اقدامی، نخست جريان ارزش خود را معين کنيد (شامل محصولاتی که در يک جريان ارزش توليد میشود و مراحل و تجهيزاتی که آنها را توليد میکنند)، سپس نقشه جريان ارزش وضع موجود و اينده اين جريان ارزش را ترسيم کنيد و در آن معين کنيد که در کجاها میتوان حرکت پيوسته را مستقر کرد و در کجاها بايد از سيستم کششی استفاده کرد. بعد از آن، نخست، حرکت پيوسته را در هر جا که ممکن است متحقق کنيد و سپس در بين فرآيندهايي که نتوانستهايد حرکت پيوسته را در آنها متحقق کنيد به استقرار سيستم کششی اقدام کنيد و توجه داشته باشيد که سيستمهای کششی انواع مختلف دارند و میتوان آنها را با شرايط و مشخصات گوناگونی متحقق کرد و شما بايد بر انواع اين سيستمها مسلط باشيد و قبل از هر گونه اقدامی برای استقرار سيستم کششی، نوع سيستم کششی متناسب با شرايط خود را شناسايي کرده و با دقت آن را طراحی کنيد و سپس آن را پياده کنيد (در اين باره بهترين مرجع کتاب کارگاهی استقرار کشش هموار است که من در حال ترجمه آن هستم و به زودی توسط آموزه/ مؤسسه ناب ايران منتشر خواهد شد).
اميدوارم اينهمه تکرار و تأکيد در اينجا برای از بين بردن اشتباه رايج يکی کردن توليد ناب و کشش، کافی بوده باشد و ما شاهد آن باشيم که شرکتهايي که میخواهند سفر ناب خود را آغاز کنند کار خود را از جای درست شروع کنند تا به نتايج دلخواه دست يابند و
به اميد ايرانی ناب
تهی از اتلاف و
سرشار از ارزش برای همه
کاظم موتابيان
مؤسسه ناب ايران
|